فرهاد آخوندی
اطلاعات تماس
توضیحات
تکتاز و یکهتاز نصب و جمعآوری بنرها و آرایش محیطی
عبارت بالا ایجازنوشته دکتر خاکبازان است درباره آقای آخوندی.
میپرسم چرا از این همه کار و بار آخوندی نصب و جمعآوری بنرها را دیدی؟ میگوید از این جهت که باید خودش آن را به سرانجام برساند! بارها از نردبان افتاد اما در این یکهتازی تک بود و نیفتاد! ظاهرا نذر و نیازی به آن گره خورده که باید خودش باشد. به قول سعدی:
توانگران را وقف است و نذر و مهمانی
زکات و فِطره و اِعتاق و هدی و قربانی
شاید از این جهت در ذهن آقای دکتر خاکبازان برجسته آمد که رقیبش در کار خیر و ثواب است و کمک به دیگران.
یاد و خاطرهای از مهندس محمدرضا خشکدامن از آقای آخوندی
خشکدامن وقتشناسی و مبادی آداب بودن را از جمله ویژگیهای بارز آقای آخوندی ذکر کرد.
داستانی را هم تعریف کرد که نتوانستم آن را ضبط کنم: داستان مسافرت یازدهنفره تعدادی از همکاران و دانشجویان مرکز به مشهد مقدس و به قصد شرکت در مسابقه آمادگی جسمانی و هیجان جاماندنشان از قطار! همگی حدود نصف راه را پشت سر قطار با سه ماشین دربست طی کردند! تعدادی نیشابور و سبزوار سوار قطار شدند! آقای آخوندی آخرین نفری بود که در ایستگاه شاهرود سوار قطار شد!
شاید شرح مفصل و پرهیجان آن را در سایت مرکز گذاشتیم.
فرهاد آخوندی از کار و زندگیاش در مرکز میگوید:
در سال ۱۳۷۴ بود که در امور اداری مرکز تحقیقات منابع طبیعی و امور دام استان تهران واقع در خجیر (وزارت جهاد سازندگی) بهصورت روزمزد مشغول شدم. ۶ ماه بعد به مرکز آموزش شهید زمانپور در جهاد شمیرانات منتقل شدم. همزمان با آغاز جذب دانشجویان علمی ـ کاربردی به حوزه آموزش و امور فرهنگی منتقل شدم. در سال ۱۳۷۶ استخدام رسمی شدم و یک سال بعد به مرکز آموزش شهید زمانپور در خیابان حافظ تهران منتقل شدم (به عنوان مسئول امور دانشجویی و فرهنگی) که حدود ۴۰۰ دانشجو داشت. در این سالها افتخار همکاری با افرادی چون آقای دکتر رضاخانی، مهندس جعفری و دکتر ارفعی را داشتم. تعامل حرفهای و صمیمانه با آنها از سرمایههای ارزشمند این دوران بود.
محیط کاری ما صمیمی، آرام و همراه با همدلی بود. همکاران ما روحیه بسیار خوبی داشتند. همین صفا و همدلی، بخش مهمی از انگیزه ادامه مسیر را شکل میداد. با این حال، اگر با تجربه و شرایط فعلی به گذشته بنگرم، شاید مسیر حرفهای متفاوتی را انتخاب میکردم؛ هرچند از خدماتی که ارائه دادهام رضایت دارم.
بزرگترین افتخارم در طول این سالها این است که وظایفم را بهدرستی و بدون کمکاری انجام دادم و هیچگاه نارضایتی از عملکردم منعکس نشده است. همواره کوشیدم بدون توقع، مسئولیتهای محوله را به نحو احسن انجام دهم و امانتداری و رعایت حقوق مردم را سرلوحهام قرار دادم. پاکدستی و پرهیز از تضییع حقوق دیگران اصلی بود که همواره به آن پایبند بودم.
طبیعتاً هر شغلی بر زندگی فرد تأثیرگذار است. برای من، این تأثیرات در مجموع متعادل و نسبتاً خنثی بود؛ نه بهگونهای که مسیر زندگی را دگرگون کند و نه آنقدر بیاثر که تجربهای نیافریند. باور دارم هر دورهای برگی تازه از کتاب زندگی است؛ باید آن را خواند و تا پایان ادامه داد تا معنای آن آشکار شود. نگاه هر فرد به زندگی نیز متناسب با نیازها و نوع تفکر او شکل میگیرد.
به همکاران و نسل جوان توصیه میکنم:
کار خود را با عشق و بهصورت کامل انجام دهید. بسیاری از نابسامانیهای فردی و اجتماعی از آنجا ناشی میشود که انسانها کارها و اهداف خود را نیمهکاره و بدون تعهد قلبی رها میکنند. بدعهدی نسبت به کار و انجام ناقص مسئولیتها، از عوامل اصلی عدم پیشرفت فردی و اجتماعی است. تعهد، صداقت و مسئولیتپذیری، پایههای رشد و ترقی هستند.
خاطرات
یکی از خاطرات جالب کاری من به زمانی مربوط است که در خجیر مشغول فعالیت بودم. پیشتر دوره تخصصی مربوط به گاوصندوق را در شرکت «خرم» گذرانده بودم. یکی از روزها همکاران مالی رمز گاوصندوق برند سارجنت (مدل چرخشی) را فراموش کرده بودند. قرار شد با نمایندگی تماس بگیرند که مبلغ قابل توجهی برای رمزگشایی میگرفتند. اما با توجه به آموزشهای تخصصی توانستم گاوصندوق را کمتر از ده دقیقه باز کنم. برای همکارانم خیلی جالب بود و برای من نیز تجربهای رضایتبخش بود.
